تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
اگر باید بیایم  ، تا حسن آباد راهی نیست

غم نان را بگو باید چگونه وا کنم از سر؟



امروز فقط به این خاطر آپ کردم که بگم خیلی از دوستان من که  جل.ی روم قربون صدقم میرن و دم از رفاقت میزنند چیزی جز یه مشت مجیز گو نیستند.سری به این وبلاگ بزنید:

http://noaeeni.blogfa.com


البته بیشتر به یه  خرابه شبیه هست تا وبلاگ.کسانی که این انجمن رو در کرج راه انداختند هدفی جز تبلیغ خودشون و اندیشه های پوچشون نداشتند.اوایل همه داغ بودند و حتی از قم مهمون میاوردند و همایش میزاشتند.کم کم شعر های خودشون هم براشون تکراری شد.با هر شعر عاشقانه ای در انجمن مخالفت میکردند و اعتقاد داشتند که ما با عاشقانه پدر مادر دار موافقیم.حالا بماند که این نوع عاشقانه هم فقط جنینی خفه در شکم مادر این جور افراده که قراره در آینده ای نزدیک به دنیا بیاد و ادبیات ما رو از دست عاشقانه های حسین منزوی وامثال او نجات بده.من یکی دوبار در حضور همه اعضای این انجمن اعلام کردم که با این روندی که شما در شعرخوانی ها پیش گرفتید دیر یا زود فقط خودتون چند نفر باید بشینید برای هم شعر بخونید.کار به جایی رسید که خود رحمان نوازنی هم از دست این بچه ها خسته شد و مخفیانه انجمن دیگری با همین سیاست در روزهای پنجشنبه ایجاد کرد.کم کم انجمن یکشنبه ها شاهد شعر خوانی برای صندلی های قرمز خالی سالن امیرکبیر شد و همین عده ی قلیلی هم که تا اون روز دور هم جمع می شدند و برای هم دست میزدند پاشونو به انجمن نزاشتند و ترجیح دادند وقت خودشون رو با 5 شنبه های ایرانسل و چیزی که توی این یک سال از انجمن و جنس موئنث اون به دست آوردند پر کنند.خیلی راحت انتخابات هیئت مدیره رو بهانه کردند و انجمن رو تعطیل کردند.یک اعلامیه هم در وبلاگشون گذاشتند تا خیال خودشون رو بابت دین به ادبیات (( البته اگر بشه این عده رو جزئی هر چند نا چیز از ادبیات حساب کرد چون بر خلاف ادعای خودشون موفق به هیچ گونه موج آفرینی در فضای شعر امروز نشدند و شعر هایی که یک شاعر با اندیشه های مذهبی میگه رو به حساب انجمن خودشون گزاشتند ))  را حت کرده باشند.حالا از بهمن ماه هم این وبلاگ دست نخورده.بنده فقط به عنوان یک منتقد چند خط در قسمت نظارت آخرین پست اونا نوشتم.ناگهان با هجوم افرادی تحت اسامی من ، یک دوست ، یک آشنا و .... مواجه شدم.حرف من با این عده اینه که من سر حرفهایی که اونجا و توی وب خودم نوشتم هستم.تمام حرفهای شما رو هم قبول دارم.فقط خواهش میکنم اسم واقعیه خودتون رو بنویسید تا من بتونم درست و حسابی جوابتون رو بدم.کسانی که با من در کرج و یا شهرهای دیگه برخورد داشتند و حتی نزدیک ترین دوستانم میدونند که خیلی کم فحش میدم.منطق من منطق فحاشی نیست.کسانی که خودشون رو پشت اسامی مستعار پنهان میکنند و حتی از ابراز هویت خودشون میترسند چیزی نیستند جز یه مشت افرادی که در طول این مدت از من و دوستان من عقده به دل گرفتند.شاید اگر من هم مدتی بیشتر به این انجمن میرفتم همون برخوردی رو با من میکردند که به محمد رضا حاج رستم بگلو.به هر حال فقط خواستم شما به عنوان افرادی بی طرف (( که امیدوارم همینطور باشه )) به نظرات این وب معلوم الحال سر بزنید و ببینید در نظر اولی که من دادم کوچکترین فحاشی نسبت به کسی دیده میشه که اونطوری بهم حمله کردن.باز هم میگم از این ناراحت نیستم که بهم فحش داده شده.اصلا این افراد کاملا حق دارند و هر چیزی که می نویسند درسته.فقط ازشون خواهش میکنم که اسم خودشون و آدرس وبشون رو بنویسند.


تا چند روز دیگه با چند غزل جدید به روز میکنم. فردا سالگرد حسن منزوی هستش.مطلبی به همین بهانه که یک سال پیش نوشته شد


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:29  توسط محمد قره باغی  |