تبليغاتX
زمزمه های تنهایی - عنوان ندارد

رفتی و من از بعد آن چیزی نگفتم

یا گریه کردم درد ها را یا نوشتم

این روزها را بی تو از کابوس خواندم

این روزها را بی تو بی رویا نوشتم


1- این روزها اصلا انجمن نمی رم و حوصلش رو ندارم.چند تا دوست جدید

پیدا کردم.البته فرقشون با بقیه دوستام اینه که با اونا صبح رو به شب

میرسونم و با اینها شب رو به صبح.

2- برای دیدن گربم 1400 کیلومتر سفر کردم.پاهاش ضعیفتر شده و تقریبا

 فلج شده.براش دعا کنید.شاید هم بردمش مشهد.
3
-20 مهر آپ میکنم
4
-خودت هم میدونی که هر روز به وبلاگت سر میزنم تا آپ جدیدت رو

بخونم.پس تو هم زود به زود آپ کن.

5-نمی دونم چی بگم.ساعت 2:30 شبه و شدید خوابم میاد.

6- می خواستم زودتر آپ کنم اما دیدم بهتره به احترام حسین منزوی یه

تاپیک رو به خبر سالگرد تولد این بزرگ اختصاص بدم.چون منزوی متولد مهر

 ماه هست به احترامش عنوان وبلاگ رو تا پایان مهر به نام حسین منزوی

تغییر میدم.خیلی هم دوست دارم ببینم که دوستان دیگر ادب دوست هم

 این کار رو بکنند و عنوان وبلاگشون رو تا آخر مهر به نام این شاعر بزرگ

که یکی از چهار رکن اصلی غزل ایرانه تغییر بدند.باور کنید به جایی بر نمی

 خوره.جز اینکه چند نفر که ممکنه تازه کار باشند و حسین منزوی رو

نشناخته باشند کنجکاو بشن که این منزوی کیه که اینقدر اسمش اینور و

اونور هست و برن بگردن و کاراش رو بخونند.

7-مصرع اولش مال خودم نیست و از دوست خوبم حامد ناصری وام

گرفتم.اما موقع چاپ در کتاب یا هر جای دیگری عوضش میکنم.


خانم چرا دروغ ؟ همین پیش پای تو

گفتم خدا کند که بمیرم برای تو

گفتم خدا کند که شبی شاعرت شوم

گفتم خدا کند...که مگر چشم های تو...

حالا تو صد قصیده نشستی به جای من

بگذار مصرعی بنشینم به جای تو

یک چند مبتلای تو شد این دل خراب

قدری خدا کند که شوی مبتلای من

یک چند در عزای دلم سوختم چو شمع

یک ذره هم تو شعله بکش در عزای من

این روزها چقدر پراکنده می شود

فریاد های سوخته از ربنای من

تشیع می شود دل از دست رفته ام

روزی هزار مرتبه بر دست های تو

سر شاخه های عمر مرا باد می وزی

چون سایه می دود غم تو پا به پای من


9- این رو تقریبا یه ماه قبل گفتم.مناسبتش هم این بود که  کیوان براهنگ

تلفنی خبر داد که میخواد دوباره بنویسه.و از اون مهمتر دوستی که خواستند

 نامش برده نشه از سفری دور و دراز برگشتند.ضعفش رو بزارید به حساب

اینکه دومین دوبیتی من هستش و اینکه هیچ استعدادی نه در دوبیتی بلکه

 در هیچ رشته ای ندارم.یه چیزی تو مایه های شخصیت تام هنکس در

فیلم فارست گامپ.


به فکر آمدن بودم که دیدم -

- برای خیر مقدم گل نچیدم

...که تا عمری بماند یادگاری

برایت یک دوبیتی سر بریدم


10_ ببین.
+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 3:43  توسط محمد قره باغی  |